الفضل بن شاذان الأزدي
مقدمة المصحح 10
الإيضاح
است ، وحضرت أمير المؤمنين علي ( ع ) در بعضي اشعار كه سابقا مذكور شده ايشان راستون إيوان خلافت خود خوانده ودر بعضي ايشان راشمشير خود گفته وأين قطعه بي نظير در ستايش ايشان گفته : " الأزد سيفي على الأعداء كلهم * وسيف أحمد من دانت له العرب " آنگاه تمام قطعه را كه بيست ويك بيت است نقل كرده وترجمه ابيات را نيز طبق ترجمه منثور ومنظوم ميبدى كه در شرح ديوان ياد كرده تا آخر با تغيير مختصري نقل نموده است . ميبدى بعد از شرح أبيات گفته ( ص 222 نسخه مطبوعه در إيران بسال 1285 ) : " حكاية - شجاعت أزد ومحبت ايشان با أهل بيت - عليهم السلام - بمرتبه أي بود كه چون سر امام حسين ( ع ) را نزد عبيد الله زياد آوردند مردم را جمع كرد وبمنبر مسجد كوفه رفت وگفت : الحمد لله الذي أظهر الحق ونصر أمير المؤمنين يزيد وحزبه ، وقتل الكذاب بن الكذاب ، پس عبد الله بن عفيف أزدى برخاست وگفت : أي دشمن خدا تو دروغگوئى وپدر تو وآنكه تو از قيل اوئى ، أي پسر مرجانه فرزند پيغمبر رامى كشى وبر منبر بجاى صديقان مى نشينى [ وچنين سخنان بر زبان ميرانى ] ؟ ! عبيد الله بفرمود كه أو را بگرفتند ومردم أزد هجوم نموده أو را از مردم عبيد الله - عليه ما عليه - بستدند " . 3 - كتاب " المسترشد " كه از نفايس تأليفات شيخ بزرگوار أبو جعفر محمد بن جرير بن رستم طبري شيعي - طاب ثراه - است از كتاب فضل بن شاذان برداشته شده وأين مطلب با توجه بمطالب اين دو كتاب ودقت در مقايسه آنها بايكديگر استفاده مى شود وآيا وجه آن چيست ؟ وچرا طبري مذكور ( ره ) در كتاب خود باين موضوع تصريح ويا اشاره نكرده است امر بسيار شگفت انگيز وحيرت آور است . 4 - مصنف ( ره ) تصريح كرده باينكه رواياتي راكه در سراسر كتاب ايضاح